بسم الله الرحمن الرحيم
خداوند ميفرمايد : اساس هر چيز را بر جفت قرار داديم . اين آيه معظم قرآن مكرم به چه معناست؟ . خداوند عزوجل هرچيزي از زن ومرد گرفته تا حيوانات و ذره اتمهاي سازنده اشيا را جفت آفريد و بي شك بر هم خوردن اين نظم برخورد نظام مرتب طبيعت را ناشي خواهد شد .
اكنون پيش ما اين سوال پيش مي آيد كه آيا اين سند قرآني تنها اشاره به موجودات و سازندگان ساختمان جهان هستي دارد ؟
بنظر بنده اينگونه نيست . هر كنشي واكنشي در پي دارد و هر عمل سودمندي بازتابهاي ناگواري را نيز منجر خواهد شد كه اين دو مثال نيز ميتواند در اين قاعده جفت قرآني قرار گيرد
هدف اصلي ما مثال دوم است . زيرا برايمان سوال ميشود كه هدف و وظيفه انسانها در قبال مثال دوم چيست؟
همانا :بهره مندي از حداكثر سود موجود و تلاش براي دفع حداكثر زيان ها
پس از اعلام مسئولان اجرائي شهرستان و بخش مبني بر احداث خط لوله انتقال گاز از خط اصلي عسلويه – ايرانشهر به جزيره كيش و گذر كردن آن از ميان خور و به تبع آن شهر جناح اميد و رضايت مندي در ميان مردم نمايان شده است . البته با يك دغدغه خاطر
با آغاز بكار اوليه و شروع عمليات علامتگزاري و انجام اقدامات اوليه تعيين مسير خط لوله . گله مندي و نگراني هايي در ميان جامعه كوچك شهر جناح به گوش ميرسد .
احتمال تخريب چاه تاريخي و ارزشمند دوك جناح . احتمال تخريب اثر طبيعي و تاريخي استراحتگاه و كنارهاي زيباي صحراي لخو . و همچنين احتمال تخريب بسياري از بندهاي درختهاي نخل مردم .
حضور شخصيت فرهنگي همچون آقاي صالح احمدي در راس شوراي شهر مايه اميدواري ما وبنويسان جناحي براي انتشار اين بيانيه است . تا شايد ترتيب اثر و پيگيري ها افزون و دوچندان گردد . همچنين درخواست پيگيري مجدانه امام جمعه محترم . بخشدار و شهردار محترم در كنار شوراي شهر براي جلوگيري از تخزيب آثار تاريخي و طبيعي شهر جناح از مهمترين اهداف انتشار اين بيانيه است .
بي شك خواسته اكثر همشهريان عزيز و فرهنگ دوستان گرامي در همين راستا است زيرا حفظ و نگهداري از آثار تاريخي نشان از فرهنگ و هويت هر جامعه دارد و صيانت و حراست از آثار طبيعي نيز ميزان اخلاق آن جامعه را نشانگر خواهد بود .
پيگيري هاي مسئولين خصوصا شوراي شهر مايه دلگرمي ما و نشان از ميزان توجه و حساسيت آنان نسبت به امورات زيانبار موجود در محيط زندگي موكلانشان خواهد بود
و من الله التوفيق
12/9/88
تهيه : شيخ
امضا كنندگان : شيخ . مدير وبلاگ جناح آنلاين _ مديريت محترم وبلاگ جناح83 _ مديريت محترم وبلاگ جناح ماني _ وحيد . مديريت محترم وبسايت جناح آنلاين _ مديريت محترم وبلاگ جناح تحليل _ جمعي از كاربران اينترنت شهر جناح
بنام خدا

بار ديگر عيد قربان رسيد و جشن و شادي مسلمانان . پاسداشت اعمال پيامبر معظم اسلام حضرت محمد مصطفي (ص)
توسط مسلمانان در سرزمين مقدس مكه و گراميداشت حاجي شدن هم كيشانشان .
عيد قربان . عيد بندگي از انسان و بخشودگي و بخشندگي از جانب خداوند است . به اميد هر چه بهتر بهره مند شدن عزيزان از اين روز خاص .
وبلاگ جناح آنلاين ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات همه مسلمانان جهان خصوصا حجاج بيت الله الحرام و مردم عزيز شهر جناح
عيد بزرگ قربان را به همه عزيزان بيننده وبلاگ تبريك عرض ميكند

*****گفتني است در صورت امكان تصاويري اختصاصي از مراسم سنتي عيد قربان در شهر جناح در اختيار بازديدكنندگان قرار خواهد گرفت .
محمود احمدینژاد، رئیس دولت نامشروع کودتا، دور جدید سفرهای استانی خود را با اما و اگرهای بسیار آغاز نمود.وی که در اولین سفر خود به مشهد با استقبال سرد شهروندان این شهر روبرو شده بود، در سفر به شهر تبریز هم با ورزشگاهی خالی از جمعیت روبرو گشت. در حالی که مسوول ستاد استقبال احمدینژاد، از تدارک 100 هزار نفری برای این سفر خبر میداد، تصاویر منتشر شده از این سفر، از حضور 10 تا 15 هزار نفر در ورزشگاه شهر تبریز حکایت داشتند. در این شرایط از شهرهای مختلف خبر میرسد هواداران جنبش سبز اشتیاق و آمادگی خود را برای سفر رهبران این جنبش تا به حال به صورتهای مختلف اعلام کردهاند. سفرهای سبز استانی رهبران جنبش میتواند پاسخی باشد به ریخت و پاشهای حامیان دولت کودتایی احمدینژاد که با پول و هزینه بیت المال و تعطیلی مدارس و ادارات دولتی برای استقبال از "رئیس جمهور منصوب" همچنان به تلاش بیحاصل خود ادامه میدهند. مروری بر آنچه در سفرهای استانی احمدینژاد پیش از این گذشته است بیحاصل بودن این تلاش را به خوبی نشان میدهد.
لزوم آغاز سفرهای سبز استانی رهبران جنبش سبز:
با توجه به تجربه ناکام آقای "رئیس جمهور" در سفرهای اخیر و استقبال سرد مردم از وی، به نظر میرسد طرح سفرهای سبز میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سید محمد خاتمی به استانهای مختلف میتواند زمینه ساز شور و شوق مردم و ایجاد امیدی مضاعف در میان مردم گردد. در حالی که جنبش سبز ایران از رسانهای فراگیر محروم است و رسانه ضد ملی در انحصار حامیان کودتا قرار دارد حضور رهبران جنبش در میان مردم میتواند صدای انها را به دورترین نقاط کشور برساند و بیش از پیش دروغ 63 درصدی دولت کودتایی احمدی نژاد را بر ملا کند. با توجه به ریختو پاشهای کودتاچیان در سفرهای استانی، رهبران جنبش سبز با سازماندهی سفرهای کمهزینه و بدون ریختو پاش میتوانند به مردم سراسر ایران نشان دهند که ساده زیست واقعی چه کسیست و فرق سفر آنان با کسانی که سالهاست شعار ساده زیستی آنها گوش فلک را کر کرده است و از پول بیتالمال شامهای آنچنانی تدارک میبینند و بعد از انتشار خبرش به توبیخ رسانهها و خبرنگاران میپردازند در چیست.
بنام الله
اگر قديم جناح نام و آوازه ايي بلند داشت . بر سر راهي پررفت و آمد و اتراقگاهي مطمئن براي تجار و رهگزران بود . البته به بركت راه خور .
بله . راه خور از آن جهت مهم است كه زماني يكي از راه هاي تجارت لارستان از جناح ميگذشت . در حال حاضر نيز ميتواند گذرگاه مراجعين به سواحل خليج فارس باشد . طبيعي است كه مسيري به اين اهميت . موقعيت خود را تا سالهاي دور حفظ كند . اما چه شد كه راه خور از آن وضعيت قابل تقدير به اين روزگار افتاد؟
بنظر من مقايسه سرنوشت راه خور با گذشته و حال بندر لنگه كاري درست است . هر دو مورد مدنظر در گذشته پررونق ترينهاي دوره خود بوده اند و حال به كسادترين وضعيت خود دچارند .
احداث به موقع راه خور ميتوانست نقشي موثر در ارتقا و پيشرفت شهر جناح و حتي روستاهاي اطراف آن داشته باشد . اما چه شد كه راه خور احداث نشد و به مانند سوال پيش به چنين روزگاري دچار شد؟
پس از آنكه زمزمه هاي احداث راه خور شنيده شد .نام محمدعلي رضايي با نام راه خور عجين شد . محمد علي بشدت علاقه مند به اجراي پروژه راه خور با پيمانكاري خودش بود . اما ابهام ها و مخالفتهاي موجود مانع از اين شد كه راه نيم ساعته به دريا هرگز به بهره برداري برسد .
علت مخالفتهاي موجود چيزي جز مسئله واگزاري زمينهاي شهرك مرواريد نبود . كسي كه خود از مخالفين اين طرح بود نقل ميكرد كه محمد علي رضايي خود مسئول جمع آوري امضا براي در اختيار گرفتن زمينهاي شهرك بوده كه به گفته فرد مذكور هيچگاه متن امضا شده توسط او آن متني نبود كه آقاي رضايي براي اجرا به فرمانداري تحويل داد . جاي سوال ديگر براي عده ايي از همشهريان اين است كه :
آيا آقاي رضايي اين دورانديشي را نداشته كه هزينه راه خور قابل مقايسه با بودجه حاصل از فروش زمينهاي شهرك مرواريد نيست ؟ اگر آگاه نبوده اند كه فعاليت مورد نظر ايشان زير سوال ميرود . اگر آگاه بوده اند كه پول اين زمينهاي بي زبان قابل قياس با هزينه ميلياردي پروژه نبوده كه حكايتش تاسف بار و به دور از ذهن ماست .
بهرحال مقدار زيادي از زمينهاي مردم به چوب حراج زده شد و راه خور هم از جاي خود حركتي نكرد . اينكه محمدعلي رضايي از جيب خود هزينه كرده باشد جاي تشكر دارد ولي حرف و حديث هاي موجود بايد برطرف شوند .
اما در حال حاضر خبرها حكايت از پيمانكاري نيروي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در راه خور است . بنظر من با توجه به اينكه سپاه پروژه ها را به سرعت و مشكلات كمتر اداري انجام ميدهد به صلاح است تا اين پروژه با دقت كافي شوراي شهر و مسئولين به اين نهاد سپرده شود و از متضرر شدن مردم(احتمال تخريب چاه دوك)با نظارت مناسب جلوگيري شود
ای ماه شبافروز شبستانافروز.........خرم تن آنکه با تو باشد شب و روز
تو خود به کمال خلقت آراستهای..........پیرایه مکن، عرق مزن، عود مسوز
بنام خدا
وقتي انسان يكبار تلويزيون اپوزيسيون خارج را روشن كند . در مي يابد كه اگر ما رنجي ميكشيم براي خود ميكشيم . اگر مبارزه ميكنيم براي خود ميكنيم و اگر حرفي داريم در چارچوب منافع ملي و اعتلاي كشور خود خواهيم زد .
با اعلام خبر پيروزي محمود احمدينژاد در انتخابات كاملا مشكوك . چند ميليون انسان به خيابانها ريختند و نشان دادند كه اكثريت مطلق ملت حرفش چيست . جنبشي متولد شد با نام جنبش سبز. و همراه با آن فعاليت گسترده عداه ايي در خارج براي منحرف ساختن هدف اين جنبش . ميرحسين زنده باد و كروبي پاينده باد نشان از اميد ملت به اين شخصيت هاست . در خلا رسانه ايي جنبش سبز و بي تدبيري رسانه ملي ! جا براي مانور عده ايي خارج نشين و خوشگزران باز شد كه اعلاميه بدهند و خود را رهبر جنبش معرفي كنند .
كمي توجه به تلويزيون voa نشان ميدهد كه از حدود دو سه هفته ي پيش تمام تلاش اين تلويزيون و عناصر پشت پرده آن در راستاي تخريب جايگاه مهندس ميرحسين موسوي و آيت الله مهدي كروبي در درون جنبش آزاديخواهي ملت ايران است . آنان تا اينجا پيش رفته اند كه خبرهاي جنبش سبز و مواضع آن را به نقل از محسن مخملباف و سازگارا و نوريزاده اعلام ميكنند .
براي بنده بسيار جالب و حيرت آور بود كه مجري voa نقل ميكرد كه : محسن مخملباف بعنوان يكي از سخنگويان جنبش سبز! اعلام كرده است كه مردم ايران! بدنبال انرژي هسته ايي نيستند .
آيا نظر مردم ايران با كسي يا كساني كه سالها ملت را رها كرده اند و با حمايت غرب به دامانشان گرويده اند يكسان است؟ آيا نظر ملت بجز دستيابي به انرژي صلح آميز هسته ايي بعنوان يك حق مسلم با حداقل هزينه مادي و معنوي است؟ چه شده است عده ايي با طرز فكر ناهمگون با ملت خود را جاي موسوي ها و خاتمي ها ميگزارند ؟ آيا نابخردي اين افراد بجز فشار بر رهبران و اعضاي جنبش متاعي ديگر به همراه دارد؟
نماي ديگر اين صحنه هاي رنج آور اقدامات بسيار بي پشتوانه اين افراد و حاميانشان براي جنبش است . با خبر شديم كه اين افراد به مناسبت 13 آبان رو مبارزه با استكبار الواحي را آماده تحويل به سفراي آمريكا در چندين كشور كرده اند كه محتواي آن چيزي جز ننگ براي كشور به همراه ندارد . /عذرخواهي از آمريكا/ .
مگر آمريكا بابت كودتاي 28 مرداد از ايران عذرخواهي كرده است؟ مگر همين ايالات متحده بابت انهدام هواپيماي مسافربري ايران به ايران و ملت آن پيام عذرخواهي فرستاد؟ آيا دولت آمريكا در مقابل حمايت بيدريغش از حمله صدام حسين ملعون به ايران از ملت ما عذرخواهي كرد؟
اين افراد تمام تلاششان را بكار بسته اند تا جايگاه مستحكم مهندس ميرحسين موسوي و آيت الله مهدي كروبي را در جنبش لرزان سازند . ولي ملت به سركردگي اينها به جنبش سبز رسيد و با آنها جنبش را پيروز خواهد ساخت . امروز دلم شاد شد وقتي شنيدم مردم شعار ميدادند : يا حسين . ميرحسين . مرگ بر ديكتاتور
* تسخیر سفارت امریكا به وسیله دانشجویان مسلمان پیرو خط امام باید با شناخت شرایط زمانی و تاریخی خود، هم در عرصۀ داخلی و هم در عرصۀ بین المللی مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. توصیف و تحلیل آن واقعه بر پایه شرایط امروز و بدون توجه به واقعیات آن زمان به همان اندازه اشتباه است كه بخواهیم در باب مسائل امروز جامعه بر مبنای شرایط و معیارهای آن روز و آن زمان قضاوت كنیم، موضوعی كه متأسفانه در سالهای اخیر به آن بی توجهی شده است.خیزم بروم چو صبر نامحتملست........جان در قدمش کنم که آرام دلست
و اقرار کنم برابر دشمن و دوست............کانکس که مرا بکشت از من بحلست
بنام خدا
در حالي كه مسئولين و مردم هر از گاهي درخواست ارتقا نمايندگي آموزش و پرورش را مطرح ميكنند . خبري بسيار ناگوار و عجيب ذهن من را به خود مشغول ساخت .گاهي صحبتهاي زياداز حد بعضي كه مدام ميخواهند از پيگيري خود تعريف و تمجيد كنند بر ذهن آدم تاثير ميگزارد . در اين صورت است كه شايد انسان علي آباد را دهي حساب كند .
خبر بسيار بدي كه بايد سبب شرم براي مسئولين و شوراي اسلامي شهر شود تعطيلي شوراي حل اختلاف جناح و رفتن مردم به كهتويه براي حل مشكلاتشان است .
كسي نيست كه از آقاي احمدي بپرسد كه آيا شما اين مسئله را پيگيري كرده ايد يا طبق معمول سورتجلسه اش را موجود ساخته ايد؟ اگر پيگيري بوده چرا به نتيجه نميرسد؟ نبايد كمي باعث خجالت مسئولين وشورا باشد كه پس از مراجعه مردم براي هر كاري به اين طرف وآنطرف حالا شوراي حل اختلافي كه در روستاها مستقر است هم مقصد بعدي مراجعه مردم به خارج از شهر باشد؟
بنظر من بازي با كلمات و خيلي خوش صحبت كردن به كسي بزرگي نمي بخشد . هدف حقير از درج اين مطلب در وبلاگ آن است كه شايد تلنگري باشد بر كساني كه مسئولند ولي مسئوليت پذير نيستند . شايد كاري كنند كه مجموعه هاي سطحي چون شوراي حل اختلاف برپا شود .نه آنكه تا نماينده مردم يا مسئولي به اينجا سفر كرد صداها بلند شود كه ما اداره ميخواهيم . سوال اين است كه آيا شما فكر نميكنيد كه چوب اختلافتان بر سرتان بخورد و اداره تان هم مانند اين مجموعه به تعطيلي كشيده شود؟
كساني كه در شورا ي شهر بايد پيگير مسائل مردم باشند . آيا فكر نميكنند كه اين مردم هم حقي بر گردنشان دارند؟ و اگر اين حق را احساس ميكنند بر پيگيري مشكلات مردم كمي سرعت ببخشند .
به اميد بهروزي همه
آن سست وفا که یار دل سخت منست............شمع دگران و آتش رخت منست
ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف..........جرم از تو نباشد گنه از بخت منست